تاج قلعه

لغت نامه دهخدا

تاج قلعه. [ ق َ ع َ ] ( اِخ ) قلعه تاج. ناحیتی بطارمین بر شمال سلطانیه. حمداﷲ مستوفی در نزهة القلوب آرد: طارمین ولایت گرمسیر است برشمال سلطانیه بر یک روز راه و در او ارتفاعات بسیارنیکو می باشد و اکثر میوه سلطانیه از آنجاست... اول طارم علیا از توابع قلعه تاج بوده است قرب صدپاره دیه است... ( نزهة القلوب چ گای لیسترانج ج 3 ص 65 ).

فرهنگ فارسی

قلعه تاج ناحیتی یطارمین بر شمال سلطانیه.

جمله سازی با تاج قلعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تصویرهای کمی از زنان هخامنشی وجود دارد، اما با این وجود نشان می‌دهد که زنان می‌توانستند در رسانه‌های مختلف نشان داده شوند و بنابراین زنان موضوعی پذیرفته شده در هنر هخامنشی بوده‌اند. به گفته هرودوت، داریوش اول مجسمه ای از همسرش آرتیستون داشت که از طلا ساخته شده بود. اگرچه هیچ مجسمه ای از زنان به دست ما نرسیده‌است، اما شواهد باقی مانده نشان می‌دهد که زنان سلطنتی و غیر سلطنتی به تصویر کشیده شده‌اند. نقش برجسته یک زن بلندپایه ایرانی که در مصر یافت شده‌است او را در لباس پارسی چند لایه با کمربندی که در جلو بسته شده‌است و گردنبند زیبا نشان می‌دهد. او تاج قلعه‌ای می‌پوشد و مدل موی کوتاهش پیروی از مدل هخامنشی است.

طلایی یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز