تاب بردن

لغت نامه دهخدا

تاب بردن. [ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) برآمدن با کسی یا چیزی. مقاومت توانستن با کسی یا چیزی:
با باز کجا تاب برد بچه فرفور؟ابوشکور.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) مقاومت کردن با. بر آمدن با کسی یا چیزی.

جمله سازی با تاب بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ۱۸۹۷ مادرش درگذشت و لو جاس دو بو فان را به او گذاشت؛ ولی او را تاب بردن بار یادهای آن خانه نبود.

کهربا یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز