بیمه گر

لغت نامه دهخدا

بیمه گر. [ م َ/ م ِ گ َ ] ( ص مرکب ) بیمه کننده. رجوع به بیمه شود.

فرهنگ عمید

شرکتی که جان یا مال کسی را از خطرها و خسارات احتمالی بیمه کند.

فرهنگ فارسی

بیمه کننده.

جمله سازی با بیمه گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیمه اعتباری، در خصوص دیون و دریافت وام و لیزینگ موضوعی به عنوان پشتیبان قرار می‌گیرد، این بیمه نامه ریسک عدم بازپرداخت مطالبات بیمه‌گذار از وام گیرندگان یا خریداران کالاهایی که به صورت اقساطی به فروش می‌روند را تحت پوشش قرار می‌دهد. اما یک مشکل خاص وجود دارد و آن مشکل اینست که خیلی از شرکت‌های بیمه گر صدور این بیمه را در دستور کار خود ندارند.