بیرامعلی
لغت نامه دهخدا
بیرامعلی. [ب َ ع َ ] ( اِخ ) ( سلطان صوفی ) بنا بگفته مؤلف عالم آرا یکی از کردانی بوده است که در دوران شاه عباس صفوی به حکومت دیلمان گیلان رسیده است. ( از کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او تألیف رشید یاسمی ص 208 ). و نیزرجوع به تعلیقات مجمل التواریخ گلستانه ص 326 شود.
جمله سازی با بیرامعلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 "... حسب الامر نواب نامدار عدالت شعار سلطان بیرامعلی چگنی..."
💡 بیرامعلی خان مردی با درایت و سیاست بود، ایشان علاقه زیادی به علم و ادب داشت، در طول حکومت خود در هرات در عمران و آبادانی آن ولایت کوشید و کتابخانهای بزرگ دایر کرد که محل مطالعه و کتابت بزرگان اهل قلم آن روزگار بود.