بی عزتی

مترادف‌ها

خواری، ذلت، بی‌احترامی

متضادها

با عزت، شرافت

لغت نامه دهخدا

بی عزتی. [ ع ِزْ زَ] ( حامص مرکب ) ذلت و خواری. بی احترامی:
چو بی عزتی پیشه کرد آن حرون
شدند آن عزیزان خراب اندرون.سعدی.- بی عزتی کردن؛ بی حرمتی کردن: قدر چنان بزرگوار ندانستند و بی عزتی کردند. ( گلستان ).

جمله سازی با بی عزتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عشقبازان راز داران هم اند از من مپوش همچو من بی عزتی، یا قدر و مقداریت هست

💡 بی عزتی به اهل سخن مایه غم است زنهار خرده های قلم زیر پا مریز

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران