بی عاری

لغت نامه دهخدا

بی عاری. ( حامص مرکب ) باعاری ( از اضداد است ). ( یادداشت مؤلف ). || در تداول مردم، بی چشم و رویی. || تنبلی.

فرهنگ فارسی

بی حیایی بی شرمی.

جمله سازی با بی عاری

💡 مایلِ بی عاری و مستی شده شخصِ بدان هَیمَنه دستی شده

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز