بونیز
لغت نامه دهخدا
بونیز. ( اِ ) ژوبین. و آن نیزه کوچکی بود که سر آن دو شاخ دارد. ( آنندراج ). نیزه کوتاه و ژوبین. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).
فرهنگ فارسی
ژوبین. و آن نیز. کوچکی بود که سر آن دو شاخ دارد.
جمله سازی با بونیز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از آثار طبیعی جهرم نیز میتوان به غارهای سنگتراشان، ورا، بونیز، شفق، ویشو و اشکفت شیطان؛ کوههای البرزکوه، گرم، کر و نمک و چشمههای تنگاب، تنگ اوک، آب نار اشاره نمود.