لغت نامه دهخدا
بوشعیب. [ ش ُ ع َ ] ( اِخ ) رجوع به ابوشعیب شود.
بوشعیب. [ ش ُ ع َ ] ( اِخ ) رجوع به ابوشعیب شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مر ورا بوشعیب زاهد گفت کای شده مر مرا گرامی جفت
💡 بوشعیب المبارکی (عربی: بوشعيب المباركي؛ زادهٔ ۱۲ ژانویهٔ ۱۹۷۸) بازیکن فوتبال اهل مراکش بود.
💡 وز خراسان: بوشعیب و بوذر آن ترک کشی وان ضریر پارسی، وان رودکی چنگزن
💡 بوشعیب از قیام شب یکروز گشت رنجور و بود وی معذور
💡 بوشعیب الاُبی امامی بود که ورا هرکسی همی بستود