بوالفرج

لغت نامه دهخدا

بوالفرج. [ بُل ْ ف َ رَ ] ( اِخ ) رجوع به ابوالفرج شود.

جمله سازی با بوالفرج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو مخدوم قدیمی انوری را چنان چون بوالفرج را بوالمظفر

💡 به نام او... بوالفرج را برین ترتیب و رتبت صدر سایل

💡 بوالفرج شرم نامدت که بجهد به چنین حبس و بندم افکندی

💡 بوالفرج ای خواجه آزادمرد هجر و وصال تو مرا خیره کرد

💡 بوالفرج ای خواجهٔ آزاد مرد هجر وصال تو مرا خیره کرد