بهدله

لغت نامه دهخدا

( بهدلة ) بهدلة. [ ب َ دَ ل َ ] ( ع مص ) کلان پستان گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || سبکی و شتابی کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). سبکی و شتابی کردن در رفتار. ( ناظم الاطباء ) ( از ذیل اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

کلان پستان گردیدن. یا سبکی و شتابی کردن.

جمله سازی با بهدله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ششم: ابوبكر عاصم بن ابى النجود بهدله كوفى مولى بنى جذيمة بن مالك اسدىاست، و اعراب قرآنهاى امروزى كه متداول و شايع است بر مبناى قرائت اوست او در سنهيكصد و بيست و نه يا بيست و هفت هجرى در كوفه چشم از جهان فرو بست.

💡 انا ابن بهدله، فرسان العرجله و سيدالشهدا عليه السلام مى گفت خداوند تير او بهنشان آشنا كن و پاداش او را بهشت عطا كن.

مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز