بنیان کن

لغت نامه دهخدا

بنیان کن. [ ب ُ ک َ ] ( نف مرکب ) خانه برانداز. ویران کننده خانه و بنا:
نخست باید بستن مسیل چشمه آب
که رفته رفته شود چشمه سیل بنیان کن.قاآنی.

فرهنگ فارسی

خانه برانداز ویران کننده خانه و بنا

جمله سازی با بنیان کن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وعاقبت خرابی قطعی این سد بی‌نظیر به‌وسیله سیلی عظیم بنیان کنی شد، که مآخذ آن را همان «سیل اَلعَرِم» مذکور در قرآن کریم دانسته‌اند.

💡 حذر ای مردم ای... لرزین اشک بنیان کن که از هر قطره طوفان خیزد این... دریا را

💡 خانه‌اش را سیل بنیان کن، منم دانه‌اش را، آتش خرمن منم

💡 ای گریه دل را صفا ده رنگی به رخسار ما ده خاکم به باد فنا ده ای سیل بنیان کن من

💡 سودای سرو سامان، با عشق نمی سازد رو،‌ خانه هستی را بنیان کن و برهم زن

روش یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز