لغت نامه دهخدا
بنمودن. [ ب ِ دَ ] ( مص ) رجوع به نمودن شود.
بنمودن. [ ب ِ دَ ] ( مص ) رجوع به نمودن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بتو، از جنس اصطناع صداع آنچه بنمودنی است بنمایم
💡 علم ره بنمودن از حق، پا ز ما قدرت و یاری از او، یارا ز ما
💡 تو هم از جنس اصطناع و صداع آنچه بنمودنی است بنمایم
💡 تا که ره بنمودن و اِضلالِ حق فاش گردد بر همه اهل و فِرَق
💡 درجست در این گفتن بنمودن و بنهفتن یک پرده برافکندی صد پرده نو بستی
💡 نیست پوشیده که از دیده چرائی پنهان کانچنان روی به مردم نتوان بنمودن