بنفشه معرب واژهی بنفشه در زبان فارسی است. بنفشه نوعی گل از خانواده بنفشگان است که عمدتاً در مناطق معتدل جهان رشد میکند. این گل دارای ساقهای کوتاه و رنگی بنفش یا ترکیبی از زرد و بنفش است. بنفشه به دلیل خواص درمانی و پزشکیاش شناخته شده و در گذشته برای تهیه بلور افشار از آن استفاده میشد. این گیاه به هیچ وجه تحمل گرما را ندارد و با افزایش دمای هوا، به سرعت پژمرده و از بین میرود. این گیاه علفی و پایا دارای برگهایی است که از یک نقطه مشترک در ناحیه یقه خارج میشوند. برگهای آن به شکل قلب بوده و دارای دمبرگهای بلندی هستند که بر روی سطح زمین قرار دارند، زیرا این گیاه ساقه هوایی مشخصی ندارد. در کنار دمبرگها، جوانههای جانبی نیز به وجود میآیند. گلهای این گیاه به صورت منفرد و زیبا، معمولاً به رنگ بنفش و گاهی سفید یا گلی و معطر هستند. دمگلهای بلند گل که از بین دمبرگها رشد میکنند، قبل از رسیدن به گل، به شکل خمیدهای شبیه عصا در میآیند. میوههای بنفشه به شکل پوشینه و کروی هستند و سطح آنها پوشیده از کرک بوده و دانههایی زرد با لکههای سفید درون آنها قرار دارد. گلهای زیبا و معطر بنفشه در اوایل بهار ظاهر میشوند و در تابستان، گلهایی بدون گلبرگ در میان دمبرگها به صورت مخفی باقی میمانند.
بنفسج
لغت نامه دهخدا
بنفسج. [ ب َ ن َ س َ ] ( معرب، اِ ) معرب بنفشه فارسی است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). بوئیدن تازه ٔآن نافع محرورین و مداومت بر آن منوم و مروح و مربای آن نافع ذات الجنب و ذات الریه و دافع صداع و سعال است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). معرب بنفشه فارسی است و بعربی فرفیر نامند و بیونانی ابر. ( از تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به المعرب جوالیقی ص 59، 105 و دزی ج 1 ص 118 و شرفنامه منیری و الفاظالادویه و بنفشه شود.
فرهنگ عمید
= بنفشه
فرهنگ فارسی
( اسم ) بنفشه.
جمله سازی با بنفسج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به خویی چو مینو به مویی چو عنبر به رویی چو ورد و خطی چون بنفسج