بنشاندن

لغت نامه دهخدا

بنشاندن. [ ب ِ دَ ] ( مص ) رجوع به نشاندن شود.

جمله سازی با بنشاندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا بکام دل بدسگال بنشاندن نه مقتضی کرم بود، لکن اکنون شد

قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز