بندگه

لغت نامه دهخدا

بندگه. [ ب َ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) مخفف بندگاه. گذرگه:
که هر کشتیی کو بدین جا رسید
از این بندگه رستگاری ندید.نظامی.رجوع به بندگاه شود.

فرهنگ فارسی

مخفف بندگاه. گذرگه

جمله سازی با بندگه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 که هر کشتی‌یی کاو بدینجا رسید ازین بندگه رستگاری ندید

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز