لغت نامه دهخدا
بندکشی. [ ب َ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) پر کردن درزهای آجرها و سنگهای نمای ابنیه با سیمان یا ساروج. ( فرهنگ فارسی معین ). عمل بند کشیدن. عمل فروکردن گچ میان دو آجر و پیوستن آن دو بیکدیگر.
بندکشی. [ ب َ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) پر کردن درزهای آجرها و سنگهای نمای ابنیه با سیمان یا ساروج. ( فرهنگ فارسی معین ). عمل بند کشیدن. عمل فروکردن گچ میان دو آجر و پیوستن آن دو بیکدیگر.
( ~. ) (حامص. ) پر کردن درزهای نمای ساختمان با سیمان و....
پر کردن درزهای آجرها و سنگ های نمای ساختمان با ساروج یا سیمان.
پر کردن درزهای آجرها و سنگهای نمای ابنیه با سیمان یا ساروج.
پر کردن درزهای نمای ساختمان با سیمان و....
💡 این بنا سنگهایی دارد که در قسمت پایین برج ۳٫۲ متر طول و ۱٫۶ متر ارتفاع دارند و کار دست سنگتراشان است. این سنگها با بتن و آهن ضدزنگ به هم چسبیدهاند و پشت آنها نیز سطح خشنی وجود دارد تا روی آن نلغزند؛ و هر سنگ کنار سنگ دیگر، با یک ماده قابل انعطاف و شبیه به لاستیک با نام درزگیر انعطافپذیر، بندکشی شده است. استفاده از موادی غیر از این باعث شکستهشدن سنگها میشود؛ زیرا «در گرمای تابستان و سرمای زمستان سنگها و بتن زیر آنها دائماً در حال منبسط و منقبض شدن هستند.»
💡 در نیمهٔ ابتدایی سال ۱۳۸۹ نخستین مرحله از مرمت این اثر باستانی از طرف سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان لرستان به اتمام رسید. در این طرح، مرمت آبروهای کف حیاط با سنگ تراشیدهشده به ضخامت ۶ سانتیمتر، بندکشی و تعویض آجرها، دوبارهچینی کنگرههای تخریبشده و قوس طاقهای قلعه و همچنین مرمت در و پنجرههای ورودی قلعه به اتمام رسید.