لغت نامه دهخدا
بلمیر. [ ب ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ورزق، بخش داران شهرستان فریدن. آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات و حبوب است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
بلمیر. [ ب ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ورزق، بخش داران شهرستان فریدن. آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات و حبوب است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بلمیر یک اندیس مصالح ساختمانی است که در حوالی شهر چادگان استان اصفهان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، سنگ لاشه آهکی است.
💡 کوشک بلمیر یکی از قدیمی ترین آثار در این روستاست که قدمت آن به دوره ی قاجاریه بازمیگردد. کوشک در سال ۱۳۸۷ توسط سازمان میراث فرهنگی بازسازی شد. آرامگاه چند تن از خوانین بختیاری از جمله محمد جواد خان ( سالار شجاع) فرزند محمد تقی خان ( شجاع الممالک) در این روستا در مقبره خانوادگی بنام کوشک میباشد.