لغت نامه دهخدا
بلقان. [ ب ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان چهاراویماق و بخش قره آغاج، شهرستان مراغه. سکنه آن 160 تن. آب آن از چشمه سارها و محصول آن غلات و نخود و بزرک است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
بلقان. [ ب ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان چهاراویماق و بخش قره آغاج، شهرستان مراغه. سکنه آن 160 تن. آب آن از چشمه سارها و محصول آن غلات و نخود و بزرک است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
دهی از دهستان چهار اویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه ٠ آب از چشمه سار ها ٠ محصول غلات و نخود و بزرک ٠
💡 بلقان حسنکندی یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان علیآباد بخش مرکزی شهرستان هشترود واقع شدهاست.
💡 بلقان یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان ورقه بخش مرکزی شهرستان چاراویماق واقع شدهاست.