لغت نامه دهخدا
( بلغالطاقة ) بلغالطاقة. [ ب َ ل َ غَطْ طا ق َ ] ( ع جمله فعلی ) طاقتم رسید، یعنی به آخر رسید. ( قزوینی ):
سیل این اشک روان صبر و دل حافظ برد
بلغ الطاقة یا مقلة عینی بینی.حافظ.
( بلغالطاقة ) بلغالطاقة. [ ب َ ل َ غَطْ طا ق َ ] ( ع جمله فعلی ) طاقتم رسید، یعنی به آخر رسید. ( قزوینی ):
سیل این اشک روان صبر و دل حافظ برد
بلغ الطاقة یا مقلة عینی بینی.حافظ.
طاقتم رسید یعنی به آخر رسید ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیل این اشک روان صبر و دل حافظ برد بلغ الطاقه یا مقله عینی بینی