بلا انقطاع
مترادفها
بیوقفه، مداوم، پیوسته، بدون وقفه
متضادها
منقطع، مقطوع
لغت نامه دهخدا
بلاانقطاع. [ ب ِ اِ ق ِ ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب + لا ( نفی ) + انقطاع ) بدون انقطاع. لاینقطع. پیاپی. ( فرهنگ فارسی معین ). یکریز.
فرهنگ فارسی
بدون انقطاع ٠ لاینقطع ٠ پیاپی ٠
جمله سازی با بلا انقطاع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از همه مهمتر آنست که این مطلب موید اولین مسابقات برنامهریزی شده بین تیمهای فوتبال نه در سطح مدارس بلکه بین خود تیم هاست. روشن است که جهت انجام مسابقه بین کالجها نیاز به توافقی روشن بروی اصول و قواعد الزامی بودهاست. این الزام توأم با وجود وقت و پول کافی باعث بهوجود آمدن و خلق قواعد فوتبال مدرن توسط مردمی شد که دانشآموخته مدارس ملی و دانشگاههای انگلیس گردید. این اظهار همچنین اشاره به ایجاد «فصل فوتبال» در مدارس ملی انگلیس دارد که تا امروز به صورت بلا انقطاع در فصول پاییز ادامه داشتهاست.
💡 نویسنده در طول سالیان متمادی، بلا انقطاع به نوشتن کتابهای علمی و فلسفی خود ادامه داد تا میراث بزرگی برای نسلهای آینده باقی بگذارد.
💡 سیستمهای مانیتورینگ پیشرفته در نیروگاههای بزرگ برق، به صورت بلا انقطاع تمامی پارامترهای فنی را برای جلوگیری از بروز هرگونه مشکل پایش میکنند.
💡 تیمهای امداد و نجات در مناطق آسیبدیده از سیل، بلا انقطاع به فعالیتهای خود ادامه دادند تا تمامی ساکنان منطقه را به سلامت نجات دهند.