بقعاء
مترادفها
مکان، جای، بقعه
لغت نامه دهخدا
بقعاء. [ب َ ] ( ع ص ) پیسه. مؤنث ابقع. ج، بُقع. ( ناظم الاطباء ). گوسفند سیاه بنقطه. ج، بقع. ( مهذب الاسماء ). || ( اِ ) سال قحطناک یا سال فراخ که در آن تنگی هم باشد. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). سالی که در آن خصب و قحطی باشد. ( از اقرب الموارد ).
بقعاء. [ ب َ ] ( اِخ ) نام پدر بطنی از تازیان. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
جمله سازی با بقعاء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بقعاء (به عربی: بقعاء) یک منطقهٔ مسکونی در عربستان سعودی است که در استان حائل واقع شدهاست.