خلاصه اينكه خدايان فنيقيه بدو بخش نر ((بعل )) و ماده ((بعله )) تقسيم مى شدند.بعل و بعله يك جفت را تشكيل مى داند كه آميزش آنان فراوانى را در بر داشت.
هر شهرى بعل مخصوص بخود داشت و آن را بنام هاى گوناگون مى خواندند. مثلا بهبعل شهر صور ملكات گفته مى شد. اينان خدايان مرد بودند. و درمقابل اين خدايان خدايان زن نيز وجود داشت كه آنها را بعله يا ملكه يا آشتره مى ناميدند وبه آنان سنبل عشق و شهوت مى گفتند. ايشتارياميلتا دربابل بكارت دختران پرستنده خود را بعنوان هديه و قربانىقبول مى كرد. و گاهى زنان گيسوان خود را به وى تقديم مى داشتند يا خود را بهنخستين مرد بيگانه اى كه در معبد از آنان تقاضاى همخوابگى مى كرد، تسليم مى كردند.