بطیش

لغت نامه دهخدا

بطیش. [ ب َ ] ( ع ص ) سخت گیر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ). بَطّاش ْ: به ترانه ٔ... نواپرداز گشته بطَیش ْ و بَطْش، بَطیش، نَطْش سریع آغاز کردند... ( دره نادره چ 1341 هَ. ش. انجمن آثار ملی ص 430 ). || توانا. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با بطیش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طبل فنا زد کرب کوس بقا کوفت عیش شعله زد از شرق ذات شمس حقیقت بطیش

💡 از شام بعیش کوش تا صبح وز صبح بطیش باش تا شام