لغت نامه دهخدا
بشمن. [ ب َ م َ ] ( اِخ ) دهی است ازدهستان چهارفریضه بخش مرکزی شهرستان بندر انزلی با400 تن سکنه. آب از چاه. محصول آنجا سبزی، صیفی. شغل اهالی حصیربافی. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
بشمن. [ ب َ م َ ] ( اِخ ) دهی است ازدهستان چهارفریضه بخش مرکزی شهرستان بندر انزلی با400 تن سکنه. آب از چاه. محصول آنجا سبزی، صیفی. شغل اهالی حصیربافی. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ملگونوف در سال ۱۸۶۰ میلادی - ۱۲۳۹ شمسی-ن و رابینو در سال ۱۹۱۱ میلادی - ۱۲۹۰ شمسی-ن نوشتههای خود را از مدفن (بشمن پیر) پسر سید شرف شاه در روستای بشمن یاد نمودهاند که قدمت این روستا بین ۶ تا ۷ قرن و بلکه بیشتر نشان میدهد.
💡 دربارهٔ کلمه بشمن و بشم، شایعات و روایات فراوان است و حتی بعضی از پیرمردان پای جن و پری را به میان کشیدهاند و در اسناد دولتی نیز گاهی بشم یا گاهی بشمن نیز نگاشته شدهاست.
💡 ورزشگاه جدید شهر انزلی ابتدا قرار بود در غرب انزلی در منطقه بشمن ساخته شود اما به دلایلی این مکان لغو و قرار شد تا این ورزشگاه را در منطقه چراغ پشتان بندر انزلی احداث کنند که این طرح به صورت مسکون باقیماندهاست.