بشرات
مترادفها
بشارتها، مژدهها، خبرهای خوش
لغت نامه دهخدا
بشرات. [ ] ( اِخ ) یکی از شهرهای اسپانیا. ( از الحلل السندسیة ج 1 ص 40 ).
جمله سازی با بشرات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خاکها مشک و عبیر شود، اوصاف بشریت همه بشرات نسیم معرفت گردد. گر یک نظرت چنان که هستی نگری