بست کردن

لغت نامه دهخدا

بست کردن. [ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) منقبض شدن. قبض کردن. چنانکه دوا یا غذایی قابض. شدّ طبیعت. قبض شدن.
- بست کردن شکم؛ ( در تداول خانگی ) یبوست سخت در معده پیدا شدن.

فرهنگ فارسی

منقبض شدن قبض کردن چنانکه دوا یا غذایی قابض شد طبیعت قبض شدن بست کردن شکم پیوست سخت در معده پیدا شدن ٠

جمله سازی با بست کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مکانیزم اسکاچ-یوغ مکانیزمی است که برای تبدیل حرکت دورانی به رفت و برگشتی و برعکس استفاده می‌شود. در بسیاری از عملگرهای شیر از این مکانیزم برای تبدیل حرکت خطی سیلندرهای نیوماتیکی یا هیدرولیکی به حرکت دورانی و باز و بست کردن شیر استفاده می‌شود.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز