لغت نامه دهخدا
بزرگ مقدار. [ ب ُ زُ م ِ ] ( ص مرکب ) پرارج. گرانقدر. بلندپایه. بزرگ مرتبه:
قدر زر و سیم کم نگردد
وآهن نشود بزرگ مقدار.سعدی.کسان بچشم تو بی قیمتند و کوته قدر
که پیش اهل بصیرت بزرگ مقدارند.سعدی.
بزرگ مقدار. [ ب ُ زُ م ِ ] ( ص مرکب ) پرارج. گرانقدر. بلندپایه. بزرگ مرتبه:
قدر زر و سیم کم نگردد
وآهن نشود بزرگ مقدار.سعدی.کسان بچشم تو بی قیمتند و کوته قدر
که پیش اهل بصیرت بزرگ مقدارند.سعدی.
پر ارج بلند پایه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قدر زر و سیم کم نگردد و آهن نشود بزرگ مقدار