بزرجمهر حکیم
لغت نامه دهخدا
بزرجمهر حکیم. [ ب ُ زُ م ِ رِ ح َ ] ( اِخ ) بزرگمهر، وزیر دانشمند انوشیروان. رجوع به چهارمقاله ص 176 و بزرجمهر بختگان و بزرگمهر شود.
جمله سازی با بزرجمهر حکیم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حکایت چنان خواندم که چون بزرجمهر حکیم از دین گبرکان دست بداشت که دین با خلل بوده است و دین عیسی پیغمبر، صلوات اللّه علیه، گرفت، برادران را وصیّت کرد که «در کتب خواندهام که آخر الزّمان پیغامبری خواهد آمد نام او محمّد مصطفی، صلّی اللّه علیه و سلّم، اگر روزگار یابم، نخست کسی من باشم که بدو گروم، و اگر نیابم، امیدوارم که حشر ما را با امّت او کنند. شما فرزندان خود را همچنین وصیّت کنید تا بهشت یابید.» این خبر به کسری نوشیروان بردند. کسری به عامل خود نامه نبشت که در ساعت چون این نامه بخوانی، بزرجمهر را با بند گران و غل به درگاه فرست.
💡 بزرجمهر حکیم در دوران ساسانی نقش بسیار مهمی در سیاست و مدیریت داشت و به عنوان یکی از اندیشمندان برجسته و زیرک شناخته میشد.
💡 بسیاری از داستانهای افسانهای و تاریخی، از خرد و دانش بزرجمهر حکیم روایت میکنند که چگونه توانست با تدبیر خود امپراتوری را هدایت کند.
💡 مطالعه زندگی و اندیشههای بزرجمهر حکیم میتواند به ما کمک کند تا با درک مدیریت در دوران باستان، دیدگاههای جدیدی نسبت به قدرت کسب کنیم.