لغت نامه دهخدا
( بزدرة ) بزدرة. [ ب َ دَ رَ] ( ع مص ) مصدر منحوت عربی از بازداری فارسی. بازداری. بازیاری. دانش تربیت طیور و جوارح و علاج بیماری های آنها. دستور معالجه طیور. ( یادداشت بخط دهخدا ).
( بزدرة ) بزدرة. [ ب َ دَ رَ] ( ع مص ) مصدر منحوت عربی از بازداری فارسی. بازداری. بازیاری. دانش تربیت طیور و جوارح و علاج بیماری های آنها. دستور معالجه طیور. ( یادداشت بخط دهخدا ).
بزدره یک منطقهٔ مسکونی در افغانستان است که در ولایت بغلان واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باب بیست و چهارم، در دستور معالجه طیور که بزدره نامند.