برقیه

لغت نامه دهخدا

( برقیة ) برقیة. [ ب َ قی ی َ ] ( ع ص نسبی ) برقی. آلات برقی. || ( اِ ) تلگراف در تداول مردم عرب زبان.

جمله سازی با برقیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گاه عیسی برقیه می آمد بزمین چون طبیب حیران شد

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران