برف ریزه
مترادفها
دانههای برف
فرهنگستان زبان و ادب
{snow grains} [علوم جَوّ] نوعی بارش، متشکل از ذرات یخ کدر و سفیدرنگ بسیار ریز به قطر یک میلی متر
جمله سازی با برف ریزه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زشاخ بید بیفتاد برگ چون خنجر چو روی خاک شد از برف ریزه چون سوهان
💡 ز برف ریزه چون سوهان شدست روی زمین ز یخ شدست رخ آبگیر چون سندان
💡 برف ریزه که از آسمان میبارید، آرامش عجیبی به فضای سرد و ساکت شهر بخشیده بود و تمام خیابانها را در پوششی سفید و نازک فرو برده بود.
💡 وقتی برف ریزه شروع به باریدن کرد، کودکان با هیجان به بیرون از خانه دویدند تا اولین دانههای سفید را روی دستهای کوچک خود احساس کنند.
💡 در این فصل از سال، بارش برف ریزه باعث میشود که رانندگان باید با دقت و سرعت بسیار کم در جادههای لغزنده حرکت کنند.