بردریده

مترادف‌ها

جدا شده، بریده شده، قطع شده

لغت نامه دهخدا

بردریده. [ ب َ دَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) دریده:
ناسوده چو مار بر دریده
نغنوده چو مرغ پربریده.نظامی ( لیلی و مجنون ص 129 ).رجوع به دریده شود.

جمله سازی با بردریده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بنانش تیغ بر گردون کشیده به ایمانی صف مه بردریده

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران