براهی

لغت نامه دهخدا

براهی. [ ب ِ ] ( حامص مرکب ) ( از: ب + راه + ی ) براه بودن. رشد. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

براه بودن رشد.

جمله سازی با براهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیم شرمنده یک گام همراهی ز دل هرگز براهی گر مرا دیدست از راه دگر رفته

💡 هر جا که من براهی خود را باو رساندم او تیز در گذشته، من شرمسار مانده

💡 براهی روم کم تو فرمان دهی نیاید ز فرمان تو جز بهی

💡 ای بسا جان مقدس که شدش خاک نشین سرو ناز تو براهی که خرامان بگذشت

💡 ایا فلسفه‌دان بسیار گوی بپویم براهی که گویی مپوی

💡 روز من شب شد و آن ماه براهی نگذشت این چه عمریست که سالی شد و ماهی نگذشت؟

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز