لغت نامه دهخدا
بدرلو. [ ب َ دِ ] ( اِخ ) دهی از بخش تکاب شهرستان مراغه است که 153 تن سکنه دارد. محصول آن غلات، بادام، حبوب و کرچک است. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 4 ).
بدرلو. [ ب َ دِ ] ( اِخ ) دهی از بخش تکاب شهرستان مراغه است که 153 تن سکنه دارد. محصول آن غلات، بادام، حبوب و کرچک است. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 4 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدرلو نام یکی از طایفههای ایل افشار میباشد که به زبان ترکی آذربایجانی تکلم میکنند.
💡 نویسندگان: احسان اللهدادی، امیر نوروزی و علی خامهپرست، فیلمبردار: وحید ابراهیمی، مدیر صدابرداری: نظامالدین کیایی، طراح گریم: مهدیه اعرابی، دستیار اول کارگردان و برنامهریز: فروزان جلالیفر، منشی صحنه: هدیه نصیری، عکاس: محمد بدرلو، مدیر تدارکات: محمدرضا رسولی
💡 در شب عروسی فیلمی به کارگردانی و نویسندگی رضا قهرمانی و تهیهکنندگی محسن بدرلو ساخته سال ۱۳۸۸ است.