بجار

لغت نامه دهخدا

بجار. [ ب ِ ] ( مزید مؤخر امکنه ) اسطلخ بجار. نقره بجار. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

اسطلخ بجار نقره بجار.

جمله سازی با بجار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بجار در بر قدرش به قدر یک قطره جبال در بر حلمش به قدر یک خردل

💡 وی بسیار بااستعداد و خوش صدا بود و قرآن را با صدای خوش می‌خواند. امیری به علت از دست دادن پدر و مادر در ابتدای نوجوانی وارد کسب و کار محلی یعنی زراعت و صیادی گردید و از این به بعد صدای زمزمه امیری به صورت خواندن آوازهای بجارکاری، بجار کتامی و اشعار شرفشاهی به گوش اهالی رسید و همه از صدای زیبای وی لذّت می‌بردند.

💡 سینه بجار غمش تا بتوان میخراش بهر گل عارضش تا بتوان میخروش

سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز