لغت نامه دهخدا
بانکش. [ ] ( اِ ) نوعی از کبوتر نر. ( ناظم الاطباء ).
بانکش. [ ] ( اِ ) نوعی از کبوتر نر. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک گروه سارق بعد از اینکه دزدی بانکشان خراب میشود یکی از سارقان دختری ژاپنی را که از عروسی فرار کرده گروگان میگیرد و …
💡 بانک ایتالیا که دفتر مرکزیاش در سان فرانسیسکو قرار داشت، در جریان زمینلرزه ۱۹۰۶ سانفرانسیسکو شدیداً آسیب دید، اما جیانینی جزو معدود بانکدارانی بود، که توانست همه پولهای خزانهاش را از میان شعلههای آتش بیرون کشیده و بانکش را از ورشکستگی حتمی نجات دهد. پس از چند روز، جیانینی آغاز به وام دادن آن پولها، به زلزلهزدگان کرد. با بازگشت آن پولها، او قدرت و اعتبار بیش از حدی بهدستآورد و در سال ۱۹۲۲ «بانک ایتالیا و آمریکا» را در کشور ایتالیا تأسیس نمود.