بازبر
لغت نامه دهخدا
بازبر. [ ب َ ] ( اِ ) سنگ پازهر وتریاق. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
سنگ پازهر و یا تریاق
جمله سازی با بازبر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سر چو شمعم بازبر یکبارگی تا کی از ننگ سرافرازی مرا
💡 گنج قارون بازبر افتاده بود آب خضراندر حضر افتاده بود