لغت نامه دهخدا
بازارتیزی. ( حامص مرکب ) عمل تیز کردن بازار. بارونق ساختن بازار. جلوه دادن بازار:
مقصود ازین معامله بازارتیزی است
نی جلوه میفروشم و نی عشوه میخرم.حافظ.
بازارتیزی. ( حامص مرکب ) عمل تیز کردن بازار. بارونق ساختن بازار. جلوه دادن بازار:
مقصود ازین معامله بازارتیزی است
نی جلوه میفروشم و نی عشوه میخرم.حافظ.
بازارگرمی، عمل تیز کردن یا گرم کردن بازار، تعریف بیش ازحد از کالا برای جلب کردن مشتری.
با رونق ساختن بازار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مقصود از این معامله بازارتیزی است نی جلوه میفروشم و نی عشوه میخرم