اودست

لغت نامه دهخدا

اودست. [ اَ دَ ] ( اِ ) اودس. ( ناظم الاطباء ) ( برهان ) ( آنندراج ). رجوع به اودس شود.

فرهنگ فارسی

اودس

جمله سازی با اودست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خروشید اهریمن از کین چو میغ براهیخت بر فرق اودست وتیغ

💡 گاه از غم اودست ز جان میشویی گه قصهٔ او به دردِ دل میگویی

💡 چون برفتند عاقبت گشتند پس چون نبدشان بر سر اودست رس

💡 پسر گفت ای پدر این کیمیا چیست که بی اودست می‌ندهد مرا زیست

جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز