انجمن نظار
مترادفها
هیئت ناظران، شورای ناظران
لغت نامه دهخدا
انجمن نظار. [ اَ ج ُ م َ ن ِ ن ُظْ ظا ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به انجمن نظارت شود.
جمله سازی با انجمن نظار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ایالت جلیلهٔ مشهد، کاندیداهای انتخابات حوزهٔ سبزوار، محمدهاشم میرزا افسر و میرزا حسن آقازاده میباشند. فوراً به حکومت محل تعلیمات دهید ترتیب و تشکیل انجمن نظار باید طوری داده شود که متناسب با انتخاب مشارالهیم باشد.
💡 انجمن نظار مسئولیت نظارت بر اجرای دقیق قوانین و مقررات مربوط به پروژههای عمرانی و ساختمانی در سطح شهر را بر عهده دارد.
💡 اعضای انجمن نظار باید با دقت بسیار بالا و رعایت اصول حرفهای، گزارشهای مربوط به پیشرفت کارها را برای مدیریت ارشد ارسال کنند.
💡 تصمیمات اتخاذ شده توسط انجمن نظار میتواند تأثیر مستقیمی بر روند توسعه زیرساختهای شهری و کیفیت خدمات ارائهشده به شهروندان داشته باشد.