اشک افشاندن
مترادفها
گریه کردن، اشک ریختن، زاری کردن، گریستن
متضادها
خندیدن
لغت نامه دهخدا
اشک افشاندن. [ اَ اَ دَ ] ( مص مرکب ) اشک ریختن. اشک فشاندن. اشک باریدن. رجوع به مصادر فوق شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) اشک ریختن.
جمله سازی با اشک افشاندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میروم از خویش و حسرت گرم اشک افشاندن است در رهت ما را چو مژگان گریه گرد دامن است