ادافهم

لغت نامه دهخدا

ادافهم. [ اَ ف َ ] ( نف مرکب ) دریابنده رمز و علامت و اشاره. آنکه رمز و اشاره دریابد:
هرچه در خاطر عاشق گذرد میدانی
خوش ادایاب و ادافهم و ادادان شده ای.صائب.

جمله سازی با ادافهم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر چه در خاطر عاشق گذرد می دانی خوش ادایاب و ادافهم و ادادان شده ای

💡 مایل به ابروی تو دم حیرتم که هست حاجت به همنشین ادافهم لال را

💡 فربه و سیمین و سرخ‌روی و سیه‌موی رند و ادافهم و بذله‌گوی و غزلخوان

💡 خوش ادایاب ادافهم و سخندان شده‌ای

💡 کرده طرح این غزل تازهٔ رنگین جویا نکته دان یار ادافهم سخن یاب کسی