اندرزنامه
اندرزنامهها، با عنوان عمومیتر پندنامه، مجموعهای از متون پهلوی هستند که عمدتاً از دورهی پیش از اسلام، بهویژه عصر ساسانی، برجای ماندهاند. محتوای این آثار دربردارندهی پندها و دستورهای اخلاقی، دینی و آیین کشورداری است که معمولاً از زبان شخصیتهای برجستهای چون موبدان زرتشتی، پادشاهان باستانی یا اساطیری، خطاب به فرزندان، درباریان یا عامهی مردم بیان شدهاست. بسیاری از این متون بر آموزههای اوستا استوارند و بخشی از میراث مکتوب زبان پهلوی را تشکیل میدهند که برخی از آنها بعدها به فارسی ترجمه و در آثاری مانند شاهنامه انعکاس یافتهاند.
از جمله انواع مشهور پهلوی میتوان به اندرز آذرباد مارسپندان، اندرز اوشنر دانا، اندرز خسرو کواتان، اندرز دانایان به مزدیسنان و پندنامهی بزرگمهر اشاره کرد. همچنین آثاری مانند اندرز آذرفرنبغ فرخزادان از مؤلفان دینکرد و اندرزنامهی زردشت منسوب به زردشت پسر آذرپاد در این شمارند. تاریخ دقیق تألیف بسیاری از این متون نامشخص است، اما برخی از حکمتهای مندرج در آنها به عربی ترجمه و در آثار دورهی اسلامی نقل یا حتی به شخصیتهای اسلامی منسوب شدهاند.
پس از اسلام، نگارش آثار پندآمیز به سبک اندرزنامههای کهن، در ادبیات فارسی دری تداوم یافت. از کهنترین نمونههای پس از اسلام میتوان به آفریننامه ی ابوشکور بلخی و نیز پندنامه ی منسوب به سبکتکین اشاره کرد. از سدهی پنجم هجری به بعد، آثاری مانند جاویدان خرد، پندنامهی عطار، قابوسنامه و سیاستنامه در زمرهی اندرزنامههایی قرار گرفتند که این سنت ادبیـ اخلاقی را با مضامین اسلامی و تجربیات دورهی جدید تلفیق کردند.
مترادفها
نصیحتنامه، پندنامه، موعظهنامه
لغت نامه دهخدا
اندرزنامه. [اَ دَ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) وصیت نامه. پندنامه. ( یادداشت مؤلف ):
من ایدون شنیدم که جای مهی
همی مردم ناسزا را دهی
چنان دان که نوشیروان قباد
به اندرزنامه چنین کرد یاد
که هر کو سلیحش بدشمن دهد
همی خویشتن را بکشتن دهد.فردوسی.
فرهنگ فارسی
وصیت نامه. پند نامه
دانشنامه آزاد فارسی
اَندَرزنامه
(یا: پندنامه) عنوان عمومی کتب و رساله هایی به زبان پهلوی، با موضوع های پند و اندرز، دستورهای اخلاقی و دینی یا آیین کشورداری که غالباً از زبان یکی از بزرگان دین زردتشت یا پادشاهان باستانی یا داستانی برای پیروان یا فرزندان خود یا بزرگان کشور یا عامۀ مردم گفته می شود و متعلق به دوره های پیش از اسلام، به ویژه ساسانیان، است. از مطالب پاره ای از این متون بر می آید که بر اوستا استوارند. متن پهلوی بخشی از این اندرزنامه باقی مانده و ترجمۀ فارسی پاره ای از آن ها در شاهنامه آمده است. همچنین، شماری از آن ها جز به فارسی به زبان های انگلیسی، گجراتی و عربی نیز ترجمه و چاپ شده است. از آن شمار است: اندرز آذرباد مارسپندان؛ اندرز اوشنردانا؛ اندرز پیشینگان که جزو متون پهلوی جاماسب سانا به چاپ رسیده (بمبئی، ۱۹۸۷) و به فارسی ترجمه شده است؛ اندرز خسرو کواتان؛ اندرز بخت آفرید منسوب به مؤید بخت آفرید؛ اندرز دانایان به مزدیسنان؛ اندرز دستوران اوه دینان که پندهایی از گفتار موبدان زردشتی است؛ اندرز کودکان که اندرزهایی به شاگردان مدرسه است و متن پهلوی پازند آن دردست است و به فارسی ترجمه شده است؛ اندرز آذرفرنبغ فرخ زادان از مؤلفان دینکرد در قرن ۳ق؛ پندنامۀ اندرز بزرگمهر؛ پند نامک زردشت/اندرز زردشت پسر آذرپاد منسوب به زردشت به زبان پهلوی که به فارسی ترجمه شده است. تاریخ تألیف این اندرزنامه ها روشن نیست. برخی از حِکَم آن ها به عربی ترجمه و در کتب اسلامی ضبط و گاه به یکی از بزرگان اسلام منسوب شده است. کهن ترین اندرزنامۀ بعد از اسلام مثنوی آفرین نامۀ ابوشکور بلخی است. اندرزنامۀ دیگری به نام پندنامه، منسوب به سبکتکین دردست است که وصیت نامه ای است به شیوۀ کلمات قصار دربارۀ اِعمال قدرت پادشاهی، برای پسرش محمود. از حدود قرن ۵ق، نگارش کتاب هایی به شیوۀ پندنامه از بزرگان ادب، در زبان فارسی دری رواج یافت که جاویدان خرد، ظفرنامه و پندنامۀ عطار از آن شمارند. کتاب هایی چون قابوس نامه و سیاست نامه نیز از زمرۀ اندرزنامه هایند.