کلمهٔ «قرآن» در اصل مصدری عربی از ریشهٔ «قَرَأ» به معنای «خواندن» است، همانطور که در منابع لغوی و تفسیری ذکر شده است. این واژه در برخی آیات به معنای مصدری صریح به کار رفته است، مشابه واژگانی نظیر «فُرقان» و «رُجحان»، که در این حالت به معنای عملی است که «جمع کردن و خواندنِ وحی بر عهدهٔ خداوند است.» با این حال، کاربرد رایجتر و مورد پذیرش اکثریت مفسران، از جمله علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، آن است که «قرآن» عَلَم و نام خاص کتاب آسمانی نازل شده بر حضرت رسول اکرم است. در این معنا، قرآن به اعتبار «خواندنی بودن» کتاب، به عنوان مصدری برای مفعول (مَقرُوّ) در نظر گرفته میشود؛ یعنی کتابی که ذاتاً باید خوانده شود، تدبّر و تأمل در معانی آن صورت پذیرد. نگارندهٔ متن اصلی معتقد است که همین امرِ خواندن، سبب تسمیهٔ این کتاب عظیم به این نام شده است، چرا که خود قرآن بر اهمیتِ «خواندنِ کامل» آن تأکید فراوان دارد. هرچند برخی تلاش کردهاند تا ریشهٔ «قَرْء» را به معنای «جمع کردن» بدانند و قرآن را «جامع حقایق و فرمودههای الهی» معنا کنند، اما با توجه به قرائن زبانی و تفسیری، معنای اول پذیرفتهشدهتر و منحصربهفرد است.
خداوند متعال در قرآن کریم اوصاف متعددی را برای این کتاب الهی ذکر فرموده است که جملگی مبین مقام شامخ، موقعیت رفیع و عظمت بیبدیل آن هستند. این اوصاف، که به عنوان صفات حمیدهٔ قرآن مجید شناخته میشوند، گواهی بر این حقیقتاند که این صحیفهٔ آسمانی فراتر از یک کتاب معمولی است. این ویژگیها بهطور واضح نشان میدهند که قرآن نه تنها یک راهنما، بلکه منبعی حیاتی برای بشریت است. با تأمل در این صفات، درمییابیم که این کتاب الهی سبب سعادت و نیکبختی انسان در هر دو جهان (دنیا و آخرت) است و به منزلهٔ رشحهای (چکیدهای) از رحمت واسعه و نامحدود خداوند بر بندگانش محسوب میشود.
از این رو، بر مسلمانان لازم و واجب است که با عزمی جدی و تلاشی وافر، در مسیر فراگیری و به کار بستنِ کاملِ آموزههای قرآن کریم کوشش نمایند. این عمل، سنگ بنای کسب سعادت حقیقی و پایدار در دو حیات مادی و معنوی است. درک عمیق، عمل به دستورات و تدبر مستمر در کلام حق، تنها راهی است که میتواند مسلمانان را به مقام والای قرب الهی و نیل به رستگاری ابدی رهنمون سازد.