چلیم

لغت نامه دهخدا

چلیم. [ چ َ / چ ِ ] ( اِ ) چیزی که تنباکو در آن گذاشته آتش بر آن نهند. ( آنندراج ). مرادف چلم. ( از آنندراج ). مأخوذ از هندی چلم و سرغلیان. ( ناظم الاطباء ). در لهجه بلوچی قلیان:
ما چو طغرا بهواداری مینامئلیم
دستیار نی بدبوی چلیم اینجا کیست ؟.باقر کاشی ( از آنندراج ).رجوع به چلم شود.

فرهنگ معین

(چَ ) [ هند. ] (اِ. ) سر قلیان.

فرهنگ عمید

۱. نوعی قلیان.
۲. سر قلیان گلی.

فرهنگ فارسی

نوعی ازغلیان، سرغلیان گلی
( اسم ) گیاهی از رد. پیوسته گلبرگان که خود تیر. جدا گانه ای را شبیه به تیر. زیتونیان تشکیل میدهد و آن در مرداب میروید و دارای گلهای تنها و چهار قسمتی است ابو قرنین شاه بلوط آبی.

ویکی واژه

سر قلیان.

جمله سازی با چلیم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بس فیض که از چلیم اندوخته ام بر وی نظر خواهش از آن دوخته ام

💡 پا یکی امرد چلیم نقره یی بر کف رسید آتش سودای او دود از دماغ او کشید

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز