انجام پذیر
مترادفها
شدنی، ممکن
متضادها
انجامناپذیر، محال
لغت نامه دهخدا
انجام پذیر. [ اَ پ َ ] ( نف مرکب ) شدنی. ( یادداشت مؤلف ). قابل انجام شدن. قابل اجرا. اجراپذیر. عمل شدنی. پیش رفتنی. ( از لغات فرهنگستان ). مقابل انجام ناپذیر. ( از فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ عمید
قابل انجام شدن، انجام شدنی، عملی.
فرهنگ فارسی
( اسم ) قابل انجام شدن قابل اجرائ اجرا پذیر عمل شدنی پیش رفتنی مقابل انجام ناپذیر.
جمله سازی با انجام پذیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تضمین کیفیت شامل اقدامات اجرایی در یک سیستم کیفی است که اهداف محصول، خدمات یا فعالیتها را انجام پذیر میکند. اندازهگیری سیستماتیک، مقایسه با استاندارد، بازرسی روندها و بازخوردها که جهت جلوگیری از خطا انجام میشود. این میتواند تفاوت تضمین کیفیت با کنترل کیفیت باش، که بر روی خروجی روندها تمرکز دارد.
💡 امروز ما در دوره چهارم قرار داریم که این دوره از سال 1976 شروع شد و همچنان ادامه دارد. امروزه برای بهکارگیری سیستمهای سرعت سنجی دوپلری لیزری نیاز به تخصص ویژهای در این زمینه نمیباشد و بهکارگیری آن به راحتی و سهولت انجام پذیر است.