اکمال دین

اصطلاح «اکمال» در زبان عربی، مصدر باب افعال و از ریشه «ک م ل» گرفته شده است و به معنای رسیدن به تمامیت و تکمیل اجزای یک شیء به گونه‌ای است که هدف و غرض از آن شیء تحقق یابد. از نظر لغوی، کمال به معنای آراسته شدن به صفات در حدّ خود و رسیدن به رسا‌ترین شکل ممکن نیز آمده است. بسیاری از لغویان کمال را با مفهوم «تمام» مترادف دانسته‌اند، زیرا هر دو بیانگر تحقق تمامی اجزای یک شیء هستند. با این حال، می‌توان تفاوت‌هایی میان «کمال» و «تمام» قائل شد که به جنبه‌های کارکرد و اثر اجزاء بازمی‌گردد.
واژه «تمام» معمولاً در شرایطی به کار می‌رود که اجزای یک شیء به تنهایی اثر مستقلی ندارند و ارزش آن شیء تنها از طریق جمع و کل اجزا مشخص می‌شود. برای مثال، یک روز روزه که از اجزای متعدد تشکیل شده است، تنها زمانی صحیح و معتبر است که تمامی اجزا و ساعات آن رعایت شود؛ اگر حتی یکی از اجزا از بین رود یا نقص داشته باشد، کل روزه بی‌اثر می‌شود. در مقابل، «کمال» به موقعیتی اطلاق می‌شود که هر جزء اثر خاص خود را دارد و مجموع اجزا نیز اثر جداگانه و مستقل خود را ایجاد می‌کند، مانند روزه‌های متعدد ماه رمضان که هر یک به صورت مستقل و همچنین مجموع آن‌ها اثر ویژه‌ای دارند.
برخی از متفکران تفاوت میان «کمال» و «تمام» را از حیث کیفیت و کمیت دانسته‌اند؛ زیرا «تمام» بیشتر به بعد کمی و «کمال» به بعد کیفی یک شیء مربوط می‌شود. از این منظر، ابتدا شیء با فراهم شدن اجزای خود «تمام» می‌شود و سپس با اضافه شدن خصوصیات و محسنات دیگر به «کمال» می‌رسد، بنابراین کمال مرتبه‌ای فراتر از تمامیت اجزاء به شمار می‌رود. گروهی دیگر معتقدند کمال شیء هنگامی حاصل می‌شود که هدف و غرض از آن برآورده گردد، در حالی که تمام شیء به معنای تحقق بی‌نیازی و استقلال آن از هر چیزی خارج از خود است. بر این اساس، می‌توان گفت که «اکمال دین» با اعلام ولایت امیرمؤمنان، علی بن ابی‌طالب، تحقق یافته است و تمامی اجزای دین در اثر این ولایت به نهایت کمال خود رسیده‌اند.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اکمال دین کامل کردن دین با اعلام ولایت امیرمؤمنان، علی بن ابی طالب (علیه السلام) است.
«اکمال» مصدر باب افعال و از ریشه «ک م ل» است کمال در لغت به معنای تمامیت و تحقق همه اجزای یک شیء است، به گونه ای که آنچه غرض از شیء در آن است حاصل شود؛ نیز به معنای آراسته شدن به صفات در حدّ خود و رسا شدن دانسته شده است غالب لغویان کمال را به معنای تمام دانسته اند؛ ولی می توان گفت گرچه معنای کمال و تمام به هم نزدیک و هر دو به معنای تحقق همه اجزای چیزی هستند؛ اما تمام در جایی به کار می رود که اجزای شیء به تنهایی اثری نداشته و اثر بر مجموع اجزای مترتب است؛ مانند یک روز روزه که اجزای آن همه یک روز را فرامی گیرد و اگر یک جزء آن مفقود شود یعنی شخص در بخشی از روز مرتکب مفطرات گردد، کل روزه باطل شده و بخشهای دیگر آن نیز بی اثر می شود، و کمال در جایی به کار می رود که هر یک از اجزا اثر خود را دارند و مجموع اجزا نیز اثر خود را دارد؛ مانند روزه های ماه رمضان که هریک از آن ها و همچنین مجموع آنها، هر یک اثر ویژه خود را دارد برخی گفته اند:اختلاف کمال و تمام با یکدیگر اختلاف کیفی و کمی است، زیرا تمام مربوط به کمیت و کمال مربوط به کیفیت است و ابتدا شیء با فراهم شدن اجزائش تمام شده و سپس با افزوده شدن خصوصیات و محسنات دیگری کامل می شود، بنابراین، کمال مرتبه ای پس از مرتبه تمامیت اجزاء است برخی نیز گفته اند:کمال شیء این است که مقصود از آن حاصل شود و تمام شیء این است که به چیزی خارج از خودش نیاز نداشته باشد.
دین در اصطلاح
«دین» در اصطلاح، جمیع آنچه خدا به قیام بر آن امر کرده و مجموع عقاید و احکام تشریع شده از سوی خداوند است و «اکمال دین»، کامل کردن آن با افزودن فریضه ای به آن است و مقتضای باب اِفعال آن است که این کامل کردن به صورت دفعی باشد؛ نه تدریجی.
عامل اکمال دین
به عقیده دانشمندان شیعه عامل اکمال دین خداوند است که با جعل ولایت اهل بیت (علیهم السلام) دین مسلمانان را کامل کرد و به این ترتیب اسم شریف «مکمّل الدین» به منصه ظهور رسید به موضوع اکمال دین در قرآن تنها یک بار و در آیه ۳ مائده:۵:«الیَومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم» تصریح شده است، گرچه در آیات متعددی مانند ۵۵ و ۶۷ مائده و ۵۹ نساء ولایت امیرمؤمنان (علیه السلام) و دیگر اهل بیت (علیهم السلام) بیان شده است.
تبیین اکمال دین
...
[ویکی اهل البیت] این صفحه مدخلی از دائرة المعارف قرآن کریم است
کامل کردن دین با اعلام ولایت امیرمؤمنان، علی بن ابی طالب(علیه السلام)
«اکمال» مصدر باب افعال و از ریشه «ک م ل» است. کمال در لغت به معنای تمامیت و تحقق همه اجزای یک شیء است، به گونه ای که آنچه غرض از شیء در آن است حاصل شود؛ نیز به معنای آراسته شدن به صفات در حدّ خود و رسا شدن دانسته شده است. غالب لغویان کمال را به معنای تمام دانسته اند؛ ولی می توان گفت گرچه معنای کمال و تمام به هم نزدیک و هر دو به معنای تحقق همه اجزای چیزی هستند؛ اما تمام در جایی به کار می رود که اجزای شیء به تنهایی اثری نداشته و اثر بر مجموع اجزای مترتب است؛ مانند یک روز روزه که اجزای آن همه یک روز را فرامی گیرد و اگر یک جزء آن مفقود شود یعنی شخص در بخشی از روز مرتکب مفطرات گردد، کل روزه باطل شده و بخشهای دیگر آن نیز بی اثر می شود، و کمال در جایی به کار می رود که هر یک از اجزا اثر خود را دارند و مجموع اجزا نیز اثر خود را دارد؛ مانند روزه های ماه رمضان که هریک از آنها و همچنین مجموع آنها، هر یک اثر ویژه خود را دارد. برخی گفته اند:اختلاف کمال و تمام با یکدیگر اختلاف کیفی و کمی است، زیرا تمام مربوط به کمیت و کمال مربوط به کیفیت است و ابتدا شیء با فراهم شدن اجزائش تمام شده و سپس با افزوده شدن خصوصیات و محسنات دیگری کامل می شود، بنابراین، کمال مرتبه ای پس از مرتبه تمامیت اجزاء است. برخی نیز گفته اند:کمال شیء این است که مقصود از آن حاصل شود و تمام شیء این است که به چیزی خارج از خودش نیاز نداشته باشد.
«دین» در اصطلاح، جمیع آنچه خدا به قیام بر آن امر کرده و مجموع عقاید و احکام تشریع شده از سوی خداوند است و «اکمال دین»، کامل کردن آن با افزودن فریضه ای به آن است و مقتضای باب اِفعال آن است که این کامل کردن به صورت دفعی باشد؛ نه تدریجی.
به عقیده دانشمندان شیعه عامل اکمال دین خداوند است که با جعل ولایت اهل بیت(علیهم السلام)دین مسلمانان را کامل کرد و به این ترتیب اسم شریف «مکمّل الدین» به منصه ظهور رسید. به موضوع اکمال دین در قرآن تنها یک بار و در آیه 3 مائده/5:«الیَومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم...» تصریح شده است، گرچه در آیات متعددی مانند 55 و 67 مائده/5 و 59 نساء/4، ولایت امیرمؤمنان(علیه السلام) و دیگر اهل بیت(علیهم السلام)بیان شده است.
بر پایه مبانی پذیرفته شده در عرفان و حکمت اسلامی می توان گفت دین دارای دو وجهه ظاهری و باطنی است:وجهه باطنی دین که جنبه «یلی الحقی» آن است، فراتر از زمان و مکان و امری غیر تدریجی است، ازاین رو همواره کامل بوده و نقصی در آن راه ندارد؛ ولی وجهه ظاهری دین که جنبه «یلی الخلقی» آن است امری تدریجی بوده و در ابتدا ناقص است و با نزول همه معارف و احکام آن کامل می گردد، تا بین ظاهر و باطن دین مطابقت حاصل شود. وجهه باطنی دین که نزد خداست، یکی بیش نیست و آن همان اسلام است:«اِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الاِسلم» (آل عمران/3،19) و در زمانهای مختلف به صورت شرایع گوناگون ظهور می یابد، بنابراین، بحث اکمال دین در خصوص وجهه ظاهری دین و در دو جهت قابل پیگیری است:1. در مقایسه شرایع با یکدیگر. 2. در شریعت خاص؛ مانند اسلام، با توجه به نزول تدریجی معارف و احکام آن. این مطلب را احتمالا بتوان از تعابیر «لکم» «دینکم» و«علیکم» در آیه محوری بحث استفاده کرد.
دین اسلام (در وجهه ظاهری آن) پیوسته مورد تهدید کافران بوده است:«الیَومَ یئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم» (سوره مائده/5،3) روز نزول این آیه، چنان که از خود آن برمی آید زمان ناامیدی کافران و ایمن شدن مسلمانان از آنان است، بنابراین تا آن روز کافران به نابودی اسلام امیدوار بوده و برای آن نقشه می کشیدند، به گونه ای که شایسته بود مؤمنان ازاین نقشه ها برحذر باشند. (آل عمران/3، 69؛ بقره/2،109؛ صفّ/61،9) این نقشه ها از تلاش برای رخنه کردن در اراده و همت رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) و تضعیف آن آغاز شد:«ودّوا لَو تُدهِنُ فَیُدهِنون» (قلم/68،9 و نیز سوره اسراء/17،74؛ سوره کافرون/109، 1 3) و همچنان ادامه داشت تا نوبت به آخرین امید آنان برای نابودی دین رسید و آن اینکه پیامبر(صلی الله علیه وآله)فرزندی ندارد و با مرگ وی دوران دعوت و دین او نیز سپری خواهد شد. در آیه 3 کوثر/108 به این امید آنان اشاره شده است:«اِنَّ شانِئَکَ هُوَ الاَبتَر» قدرت و شوکت اسلام، کافران را در همه آرزوهایشان ناکام و ناامید کرده بود، به جز واپسین خواسته آنان که هنوز به آن امید بسته بودند و تنها در صورتی این آرزو نیز به یأس می گرایید که خداوند برای دین خود امامی نصب کند که در حفظ و تدبیر امر دین و ارشاد امت اسلامی جانشین رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) باشد تا بدین وسیله دین* از مرحله قیام به حامل شخصی به مرحله قیام به حامل نوعی خارج شده و با تبدیل شدن صفت حدوث آن به صفت بقاء کامل گردد:«الیَومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم...» (سوره مائده/5،3) نکته شایان توجه در این خصوص آن است که دین و قرآن، برنامه زندگی انسانها و راه سعادت آنهاست و هر برنامه ای به مجری نیاز دارد؛ ولی هرکسی نمی تواند مجری قرآن و دین باشد، بلکه تنها کسی می تواند چنین امر خطیری را بر عهده گیرد که تکویناً با قرآن و دین پیوند عمیقی داشته و در حقیقت، خود، قرآن و دین مجسّم باشد. چنین شخصی در زمان حیات رسول اکرم(صلی الله علیه وآله)خود ایشان بود و پس از آن حضرت، تنها امیرمؤمنان، امام علی*(علیه السلام) و فرزندان معصوم ایشان از چنین خصوصیتی برخوردارند، ازاین رو براساس روایات قطعی و متواتر، رسول اکرم(صلی الله علیه وآله)علی بن ابی طالب(علیه السلام) را به عنوان جانشین خود به مردم معرفی کرد و به اتفاق جمیع مسلمانان، کسی به جز امیرمؤمنان(علیه السلام) به عنوان جانشین پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)نصب نشده است، بنابراین و با توجه به خصوصیت باب اِفعال که دفعی بودن است، اکمال دین به معنای افزودن فریضه ای به مجموعه معارف و احکام دین است که با آن دین الهی کامل گشت و آن فریضه ولایت* امیرمؤمنان، علی(علیه السلام)است که در ادامه آیه با تعبیر «اتمام نعمت» به آن اشاره شده است:«... و اَتمَمتُ عَلَیکُم نِعمَتی» (مائده/5،3) توضیح آنکه نعمت امری نسبی و عبارت از چیزی است که با طبع شیء سازگار باشد و براساس دسته ای از آیات قرآن، بیشتر اشیا یا همه آنها نسبت به یکدیگر نعمت هستند، زیرا میان آنها در نظام تدبیر، سازگاری و هماهنگی است:«و اِن تَعُدّوا نِعمَتَ اللّهِ لا تُحصوها» (ابراهیم/14،34 و نیز ر.ک:سوره لقمان/31،20) از سوی دیگر برخی آیات بعضی از اشیا را شرّ دانسته است:«ولا یَحسَبَنَّ الَّذینَ کَفَرُوا اَنَّما نُملی لَهُم خَیرٌ لاَِنفُسِهِم اِنَّما نُملی لَهُم لِیَزدادُوا اِثمًا...» (سوره آل عمران/3،178 و نیز ر.ک:عنکبوت/29،64؛ آل عمران/3،197) جمع میان این دو دسته آیات باتوجه به آیاتی دیگر، آن است که هرچه موافق با غرض الهی از آفرینش انسان بوده و وی را در مسیر عبودیت:«وماخَلَقتُ الجِنَّ والاِنسَ اِلاّ لِیَعبُدون» (سوره ذاریات/51،56) و رسیدن به سعادت یاری کند نعمت* است و همان چیز اگر انسان را از سعادت و عبودیت دور کند نقمت است، بنابراین، اشیا به خودی خود نه نعمت محسوب می شوند و نه نقمت و نعمت بودن آنها از جهت اشتمال آنها بر روح عبودیت و دخول در ربوبیت الهی (ولایت) است، پس نعمت حقیقی همان ولایت است و هر چیزی با اشتمال بر درجه ای از ولایت، نعمت می شود. ولایت الهی نسبت به تدبیر امور دینی انسانها، بدون ولایت رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) و ولایت اولواالامر*(علیهم السلام)ناقص است (سوره نساء/4،59؛ مائده/5،55)، ازاین رو و با توجه به معنای لغوی «تمام» و تفاوت آن با «کمال»، ولایت الهی که همان تدبیر امور دین است، امری واحد و دارای سه جزء ولایت خدا، ولایت رسول اکرم(صلی الله علیه وآله)، ولایت اهل بیت(علیهم السلام)است. این امر تا پیش از نزول آیه 3 مائده/5، ناقص بود و با اعلام ولایت امیرمؤمنان، علی(علیه السلام) تمام شد، زیرا ولایت خدا و ولایت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)تنها تا زمان نزول وحی کافی بود و برای دورانهای بعدی کفایت نمی کرد. در روایاتی از اهل بیت(علیهم السلام) ولایت آخرین فریضه الهی دانسته شده که پس از آن هیچ فریضه دیگری نازل نشده است.
[ویکی فقه] اکمال دین (قرآن). اکمال از کمل است و کمال یک شیء به معنای حاصل شدن هدف و مقصود از آن شیء است؛ و اکمال دین، اضافه شدن چیزی به مجموعه معارف و احکام آن است که موجب حاصل شدن اثر مورد نظر از آن بشود که در این جا به دلیل روایات متعدد مراد از آن ولایت علی علیه السّلام می باشد.
اکمال دین در روز غدیر با نصب علی علیه السّلام به امامت، سبب یاس دشمنان دین از شکست اسلام شد.... الیوم یـئس الذین کفروا من دینکم فلاتخشوهم واخشون الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی ورضیت لکم الاسلـم دینا.... (مقصود از «الیوم اکملت...» با توجه به شان نزول آیه و روایات متعدد، روز غدیرخم بوده که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم حضرت علی علیه السّلام را به امامت منصوب کرد)
اکمال تدریجی دین
کامل شدن دین اسلام به صورت تدریجی بود.... الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلـم دینا.... (کلمه «اکمال»، شاهد بر این است که قسمتی از دین پیش تر آمده بود و بعد تکمیل شد)
اکمال دین با امامت
تعیین امامت و رهبری علی علیه السّلام در روز غدیر، سبب اکمال دین و اتمام نعمت می باشد.... الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلـم دینا... اسلام همراه با ولایت، دین کامل و مورد رضایت خدا است.... الیوم یـئس الذین کفروا من دینکم فلاتخشوهم واخشون الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی ورضیت لکم الاسلـم دینا...
روز اکمال دین
...

جمله سازی با اکمال دین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 معنای اکمال دین صعود آن به بالاترین درجه ترقی است، به گونه‌ای که پس از این اکمال پذیرای نقص نخواهد بود.

بلبل یعنی چه؟
بلبل یعنی چه؟
تمام شدن یعنی چه؟
تمام شدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز