امید گرفتن

مترادف‌ها

امیدوار شدن، دلگرم شدن

متضادها

ناامید شدن، مأیوس شدن

لغت نامه دهخدا

امید گرفتن. [ اُ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) امیدوار شدن. امید بستن: همه بندگان بدین نظر بزرگ که ارزانی داشت امیدهای بزرگ گرفتند. ( تاریخ بیهقی ).

فرهنگ فارسی

امیدوار شدن. امید بستن

جمله سازی با امید گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ام صادر بنت اوس بن حق بن اسامه یا بنت حارث بن سوید بن عقفان معروف به سَجاح زنی طالع بین بود که مانند تعدادی از افراد دیگر در شبه جزیره عربستان، پس از وفات محمد، مدتی قبل از شروع جنگهای رده تا اواسط آن، ادعای پیامبری نمود و رهبری قبیله خود را به دست گرفت و مانند افراد با ادعاهای مشابه به امید گرفتن قدرت سیاسی و نظامی عربستان از دست دولت مرکزی مدینه شروع به فعالیت نمود.

💡 او با دیدن اولین جوانه‌های کوچک سبز در میان برف‌های سنگین و سرد زمستان، توانست دوباره برای رسیدن به فصل بهار امید گرفتن و ادامه دادن پیدا کند.

💡 هیچ‌گاه نباید در شرایط بسیار سخت و ناامیدکننده، قدرت خود را از دست بدهید و سعی کنید از کوچک‌ترین اتفاقات مثبت زندگی، امید گرفتن را تمرین کنید.

💡 جامعه با تکیه بر تلاش‌های بی وقفه و خلاقیت جوانان، توانست از میان بحران‌های اقتصادی سنگین، امید گرفتن و حرکت به سوی آینده‌ای روشن‌تر را یاد بگیرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران