ابوالساج

لغت نامه دهخدا

ابوالساج. [ اَ بُس ْ سا ] ( اِخ ) دیوداد. پدر خاندان بنوساج. او حکمران کوفه و اهواز بود و در سال 266 هَ. ق.درگذشت. و اولاد او بفرمانروائی آذربایجان رسیدند.

جمله سازی با ابوالساج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دیسم ابتدا یکی از سرداران یوسف بن ابوالساج بود و به پشتوانهٔ او ترقی کرده بود. در سال ۳۲۶ او با استفاده از خلأ قدرت موجود و حمایت‌های فراوان اکراد حکومت آذربایجان را به دست گرفت. حکومت دیسم بر آذربایجان، مستقلانه آغاز شد و این منطقه دیگر در حوزهٔ اقتدار سیاسی خلافت نبود. خلیفه لاجرم به فرستادن منشور و توقیع و تظاهر حاکمان آذربایجان به بیعت، اکتفا می‌کرد.

💡 یوسف بن ابوالساج (حک. ۳۱۵–۲۸۶) مقتدرترین امیر ساجی بود. در شوال سال ۳۱۵، خلیفه عباسی یوسف را به بغداد فراخواند تا با قرامطه (به رهبری ابوطاهر جنابی) مقابله کند. یوسف پذیرفت ولی سپاه چهل هزار نفره او شکست خورد و خودش اسیر و اعدام شد. پس از کشته شدن یوسف، خلافت عباسی کنترلِ مؤثر شمال غرب ایران را برای همیشه از دست داد. مرگ یوسف و درگیری جانشینان او، آذربایجان را با خلأ قدرت روبرو کرد.

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز