باباجان

باباجان واژه‌ای است که در فرهنگ ایرانی به معنای پدر یا بزرگ خانواده به کار می‌رود و نشان‌دهنده احترام و محبت نسبت به پدران و بزرگ‌ترهاست. این کلمه به‌ویژه در خانواده‌های ایرانی بار عاطفی و معنایی عمیق‌تری دارد. باباجان نه‌تنها به عنوان یک عنوان برای پدر، بلکه به عنوان نمادی از محبت، حمایت و راهنمایی در زندگی فرزندان نیز شناخته می‌شود. در فرهنگ ایرانی، پدران به عنوان ستون خانواده و الگوهای رفتاری برای فرزندان به شمار می‌روند. بنابراین، استفاده از واژه باباجان نشان‌دهنده پیوند عاطفی و احترام عمیق فرزندان به پدرانشان است. این واژه می‌تواند خاطرات شیرین و لحظات خاصی را در ذهن زنده کند و نشان‌دهنده عشق و محبت بی‌پایان خانواده‌ها باشد. در واقع، باباجان به عنوان یک مفهوم فرهنگی، نمادی از پیوندهای خانوادگی و ارزش‌های انسانی است که در طول تاریخ در جامعه ایرانی پایدار مانده است.

لغت نامه دهخدا

باباجان. ( اِخ ) دهی جزء دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان اهر 20 هزارگزی شمال خاوری اهر و 3 هزارگزی شوسه اهر به کلیبر، کوهستانی معتدل. سکنه آن 536 تن، شیعه، آب آن از چشمه و محصول آن غلات، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان گلیم و فرش بافی است. راه مالرو دارد. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
باباجان. ( اِخ ) دهی از دهستان میربیک بخش دلفان شهرستان خرم آباد. 24 هزارگزی باختر نورآباد و 20هزارگزی جنوب باختری راه شوسه خرم آباد به هرسین کرمانشاه. جلگه، سردسیر مالاریائی. سکنه آن 240 تن، شیعه، لکی. آب آن از چشمه پهن و محصول آن غلات، تریاک، لبنیات و شغل اهالی زراعت، گله داری و صنایع دستی زنان، سیاه چادربافی و طناب بافی است. راه اتومبیل رو دارد.ساکنین از طایفه علی عبدالی هستند در ساختمان و چادر زندگی می کنند برای تعلیف احشام به الواری گرم سیری ییلاق و قشلاق میکنند. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
باباجان. ( اِخ ) ( امیر... ) یکی از سه تن سردار بدیعالزمان میرزا که در سال 911 هَ. ق. بر دست قوای محمدخان شیبانی کشته شد: در اوایل سنه احدی عشر و تسعمائه که سلطان بدیعالزمان میرزا در ولایت قندهار تشریف داشت در ممالک بلخ و توابع حاکمی صاحب وجود که به دارائی سپاهی و رعیت قیام تواند نمود، نبود و محمدخان شیبانی که همواره همت عالی نهمتش بر سر انجام امور کشورستانی مقصور بود متعاقب و متواتر جنود جلادت مآثر بدین جانب جیحون میفرستاد تا لوازم قتل و غارت و تخریب شهر و ولایت ظاهر میگردانیدند.... و در پائیز سنه مذکوره جمعی کثیر از آن لشکر برق اثر تا ولایت میمنه و فاریاب تاخته بنهب و تاراج فرق عباد پرداختند واموال بسیار غنیمت گرفته رایت استیلا و تسلط برافراختند، ولد امیر ابوالقاسم ارلات محمد قاسم میرزا که نسبش از جانب مادر به میرزا بایسنقر می پیوست... باتفاق امیرشیرم جلایر و امیر باباجان ولد خواجه جلال الدین میرکی که در آن حدود اقامت داشتند متوجه دفع آن جماعت گشتند و بین الجانبین غبار جنگ و شین ارتفاع یافته اوزبکان را صورت ظفر و نصرت روی نمود و آن سه سردار بعز شهادت فایز شده... ( حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 315 ).
باباجان. ( اِخ ) ( ملا ) از شهر هرات است گاهی سبقی میخواند، طبعش نیک است عشرتی تخلص میکند. ازوست این مطلع:
روز فراق یار که با صد ندامت است 
روز فراق نیست که روز قیامت است.

فرهنگ فارسی

( اسم ) به پیرمردان در موقع تفقد اطلاق کنند. ۲ - پدر فرزند خود را بتحبیب ( باباجان ) خواند.

جمله سازی با باباجان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بشیر باباجان زاده با کسب مدال برنز در مسابقات جهانی کشتی ۲۰۱۱ استانبول، در وزن ۱۲۰ کیلوگرم موفق به گرفتن سهمیه المپیک لندن شد.

💡 تپه باباجان مربوط به هزاره سوم قبل از میلاد - عصر آهن - دوره ساسانیان - دوره سلجوقیان است و در شهرستان کرمانشاه، بخش مرکزی، دهستان بالادربند، حاشیه غربی روستای باباجان واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۴۰۹۳ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 در سالهای ۱۳۶۶ تا ۱۳۶۸ سرپرست تیم محمد باباجان بود وی در چهارراه وثوق تهران قصاب بنامی بوده‌است. از افتخارات وی کسب ۲ مقام اولی استانی بوده

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
بحرود یعنی چه؟
بحرود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز